تبليغاتX
چرک نویس
--

دنیای آبی خالی

این همه شعر و ترانه.اما نمی دونم چرا حالا که این طوری زانوی غم بغل کردم ونشستم روی تختم و می خوام شعری بخونم که آرومم کنه؛فقط یه جرقه،یه شعر می آد و می ره:"دختره اینجا نشسته،گریه می کنه،زاری می کنه...".شعری از دوران بچگی.دارم فکر می کنم به روزاهای خوب،به روزهای دور،خیلی دور.دوست دارم چشمامو ببندم.آخه ندیدن بهتر از دیدنه.اما صدا هست.نمی تونم گوشهامو ببندم،آخه هیچ طوری کیپ نمی شه؛صدا یه راهی پیدا می کنه و می ره تو گوشم.بچه که بودم تا ناراحت می شدم و دلم می گرفت،می رفتم توی کمد.اونجا را خیلی دوست داشتم.اما هرچی بزرگ تر شدم٬ کمد هم واسم تنگ تر و دلگیر تر شد. دنیای اون روزهای من آبی بود.آبی آبی.اما حالا احساس می کنم٬ این دنیای آبی من خالی شده،نه کسی میاد،نه کسی می ره،نه صدایی.........                                                        

"دختره اینجا نشسته،گریه می کنه،زاری می کنه...".

+ نوشته شده در  ساعت 15:25  توسط شادی شفیعی  | 

مرگ تدریجی ...

بعد از کلی صحبت و تبلیغ در مورد اولین سریال فریدون جیرانی،دو ماهی می شه این شاهکار! سه شنبه ها از شبکه 2 بخش می شه. فیلمهای جیرانی را زیاد دوست ندارم ولی بازم کارگردانی و داستانهایی که برای موضوع فیلمهایش انتخاب می کرد،واسم جالب بود. فکر کردم سریالی که جیرانی می سازه نباید سریال بی خودی باشه. هرچند، دو یا سه قسمت اول سریال را نتونستم ببینم ولی به مدد تیتراژ جالب سریال یه چیزایی دستم اومد.در یکی از مجلات خوندم این سریال قصد داره جامعه روشنفکری را به نقد بکشه. شاید نیت آقای جیرانی خیر بوده ولی این سریال که محور اصلی اون یه نویسنده جوان زن هست،بی رحمانه به این قشر از جامعه حمله کرده و اونها را یه سری عروسکهای خیمه شب بازی تصور کرده که راحت تحت تاثیر انجمن ها و افکار بیرونی قرار می گیرن. مشکلی که من با این سریال دارم ربطی به حمله کارگردان به قشر نویسنده یا روشنفکر نداره؛مشکل من نشان  دادن تصویر سیاه از یک زن نویسنده عاشق  کار و خانواده هست که دوست دارد پیشرفت کند .اما متاسفانه نویسنده این سریال نتوانسته آنطور که باید منصفانه قضاوت کنه و جیرانی هم انگار این کاراکتر را اینطور می پسنده.این سریال زن نویسنده و اطرافیان او را به قدری سیاه نشون داده که بیننده نا خودآگاه از این قشر زده می کنه.مشکل بعدی بر می گرده به کاراکتر مرد سریال ،این سریال قصد داره غیر مستقیم از مرد یک آدم قابل ترحم بسازه و اینکه چه اصراری هست که همیشه تنها زنانی در جامعه موفق و دارای یک خانواده مستحکم هستند که یه چادری بپوشند و وظایف آنها تنها تر و خشک کردن فرزند و شوهر باشه وبس.

با خود فکر می کردم مجوز گرفتن برای ساخت و پخش یک سریال به چه قیمتی؟به قیمت زیر سوال بردن قشر فانتزی جامعه و  نویسنده هایی با ذهنهایی  آزاد و رها؟

+ نوشته شده در  ساعت 19:32  توسط شادی شفیعی  |