کافه ستاره
دو، سه شب پیش رفتم سینما جام جم برای دیدن فیلم کافه ستاره آخرین ساخته سامان مقدم.سانس 9-7.حسابی شلوغ شده بود.فیلم ساعت 7:20شروع شد.از داستان فیلم خوشم اومد،هرچند تلخ بود. داستان فیلم قوی و هنرمندانه است یه جایی خوندم فیلمنامه اقتباسی است از داستان "کوچه مدق" نجیب محفوظ نویسنده مصری که اتفاقا تازگیها خبر مرگش را شنیدیم. در کافه ستاره زندگی واقعی در جریان است با آدمهای واقعی از نگاه یک عاشق.فیلم خوبی بود. به دیدنش می ارزه.وقت کردین حتما یه سر به سینما جام جم بزنین.اما یه چیزایی هم در طول دیدن فیلم آزار دهنده بود: صدای باز شدن بسته چیپس و باز شدن رانی و دویدن بچه های کوچک در سالن یه کم اعصاب را خط خطی می کرد ،یه عده ای هم بودن که کارشون این بود با هر آهنگی که در طول فیلم پخش می شد شروع به دست زدن و سوت زدن می کردن. همه وقتی چهره شبخیز را در این فیلم دیدن شاید می خواستن این احساسو از خودشون بروز بدن که من می شناسمش. دست و سوت زدن مردم هم آخر فیلم و موقع موسیقی زنده در عروسی به اوج خودش رسید. یه عده مردم با دیدن صحنه عروسی و تمام شدن صحنه عروسی از جای خودشون پا شدن و به طرف درب خروجی سینما رفتن شاید بشه گفت این همون مردمی هستن که از فیلم توقع دارن که در اون یه مجلس عروسی نشون داده بشه و با دیدن همین صحنه عروسی ُ٬ رضایت خودشونو از فیلم گرفتن.
