افتخار بزرگ
پیروزی هسته ای،یکی از موضوعاتیست که این روزها مجبوریم به آن افتخار کنیم،اونهم به دلایل متعددی؛چه سیاسی و چه غیر سیاسی.شاید هم این پیروزی بزرگی هست و ما از آن غافلیم.راهپیمایی های زیادی برگزار شد،قطعنامه های زیادی علیه ایران صادر شد،تا سرانجام این حق مسلم به دست اومد.سوال دارم:این حق مسلم به دست آمد؛خب؟...بعضی پیروزی هسته ای را با صنعت ملی شدن نفت یکی می دانند و معتقدند داشتن انرژی هسته ای یعنی همه چیز.شاید هم چنین چیزی باشد و ما سخت می گیریم.اما باور کنید،وقتی می خوام به این پیروزی بزرگ افتخار کنم،اتوموبیل های آخرین مدل و خانه های لوکسی در جلوی چشمم رژه می رن و نگاههای که با حسرت به آنها دوخته شده و بر این بی پولی خود لعنت می فرستن.شاید هم این به لیاقت و پشتکار افراد بستگی دارد نه به این اوضاع نابسامان.سخته این افتخار،زمانیکه توی گوشت صدای مادری پردرد می پیچه که از کابوسهای هر شب فرزندش حرف می زنه و اینکه از بچه دار شدن می ترسه،چون حتی نمی دونه چه طوری باید زندگی دو نفره را تامین کنه.افتخار کم رنگ می شه،وقتی که پسر 26،27 ساله ایی را می بینی که با داشتن مدرک مهندسی هنوز هم مجبوره جلوی خیلی از علایق خودش بایسته او ن هم به دلیل نداشتن شغلی مناسب. سخته افتخار به پیروزی هسته ایی، وقتی پدری را می بینی که همیشه خجالت زده خانواده است و سعی می کنه بیشتر اوقات خودش را بیرون از خونه سرکنه تا کمتر جوابگوی چراهای فرزندانش باشه. با این وجود این یک پیروزی بزرگ است و من به عنوان یک ایرانی دوست دارم به آن افتخارکنم.هنوز هم سخته باور این همه افتخار نمی دونم چه جوری باید به این افتخارات افتخار کنم، وقتی به آینده مبهم خودم فکر می کنم.
