سونامی
هیچ وقت اسیر نگاه و تصمیم آدما نبودم،نمیگم برای خودم مملکتی بودم؛اما تا حدودی هم خودمختار بودم.حالا با موج سونامی آدما بالا و پایین میشم.. هرچند باز هم می تونم همون کارهای گذشته رو انجام بدم، کتابای خوب بخونم ،فیلم ببینم و همیشه موسیقی خوبی هست که گوش کنم .ولی وقتی گرفتار هیاهو و صداسازیهای بی هدف آدما میشم ٬از دست خودم کلافه میشم.وقتی وسط گله گم میشم، ترس برم میداره .
این دوهفته ای که از سفر برگشتم٬ واسم سخت گذشت،دلم برای اون روزهای خوب سفر تنگ شده.برای این جنجال و هیاهو ساخته نشدم.. دوباره کابوسهای شبانه ٬دوباره ترسها..
خدایا کاش از این دلیل و برهان های بی اساسم در امان بودی..
+ نوشته شده در ساعت 10:0  توسط شادی شفیعی
|
