روزهاي بد
اين روزها روزهاي بديست.روزهاي بي خبري. بعد از اين همه مدت بايد خونه نشين شد.دلم واسه جلسات مطبوعاتي تنگ شده.دلم لك زده واسه يه مصاحبه.دلم هواي تنظيم كردن يه گزارش رو كرده.دوست داشتم به عنوان خبرنگار خاتم تو مراسم خاكسپاري مرحوم باربد بودم. دلم حسابي واسه دفتر روزنامه تنگ شده.واسه دوستان.چه دوستان خبرنگار چه دوستاني كه بواسطه روزنامه با هاشون آشنا شده بودم.
+ نوشته شده در ساعت 12:15  توسط
|
