فرهنگ سازی
پنجشنبه هفته گذشته حدودهای ساعت ۹ صبح بود که از میدان خاتمی به اتفاق چند تا از دوستهای قدیمی رد می شدیم که بریم هنرستان و به مناسبت روز معلم احوالی از معلمای قدیمی مون بگیریم که دیدیم چندنفر به اصطلاح مامور با لباس شخصی که تنها شاخصه شناسایی شون بی سیم بود ٬جلوی یک موتوری را گرفتند و می خواستند موتورشو بگیرن اون هم داشت ممانعت میکرد و مثل اینکه از اونها میخواست کارت شناسایی شونو بهش نشون بدن تا موتورو بهشون بده . مامورها هم اونو پرت کردند یه گوشه که سرش شکست و موتورشو برداشتند. یه مرد دیگه هم که به زور موتورشو گرفته بودند اومد جلو ٬شاکی شده بود "که این چه طرز برخورد با مردمه مگه شما این کارا را برای امنیت جانی و سلامت مردم انجام نمیدین پس چرا اینجوری با مردم رفتار میکنید؟ لباس شخصی پوشیدین ٬کارت شناسایی هم که ندارین٬ بعد هم به زور می خواهید موتور مردم و بگیرین٬حق شاکی شدن هم که ندارن. من از شما به دادگاه نظام شکایت میکنم تا بهم ثابت بشه کجای این قانون نوشه برای اینکه مردم فرهنگ موتورسواری رو یاد بگیرن باید کتک بخورن". هنوز داشت حرف میزد که شش نفر از اون مامورها ریختن سرشو تا جاییکه میخورد کتکش زدن بعد هم انداختنش تو یک ماشین و بردنش .حالا کجا ؟ خدا میدونه... من همینطور مونده بودم مگه چی گفت که اینجوری کتکش زدن٬ نمی تونستم اینو باور کنم با خودم می گفتم اگه اینجوری باشه این حکومت با حکومتهای استبدادی دیگر چه فرقی میکنه ؟ اونها هم تا کسی از حقش حرف نزنه باهاش کاری ندارن. ما که کاری از دستمون بر نمیاد ولی واقعا جالبه که با زور می خوان فرهنگ موتور سواری رو بین مردم جا بندازن .
